X
تبلیغات
دوستان عشق

دوستان عشق
در ره منزل لیلی که خطرهاست در آن@@@@شرط اول قدم آن است که مجنون باشی 
قالب وبلاگ
لینک دوستان

نمي خواهم به غير از من دوستدار ديگري باشي

براي لحظه اي حتي به فكر ديگري باشي

نمي خواهم صفاي خنده ات را ديگري بيند

نمي خواهم كسي نامش به لبهاي تو بنشيند

نمي خواهم كه نقش چهره اي در خاطرت باشد

نمي خواهم نگاهي بر نگاه پاكت آويزد

نمي خواهم به غير از من بگيرد دست تو دستي

نمي خواهم كسي يارت شود در راه اين هستي

نمي خواهم ميان ما جدايي سايه اندازد

خيال ديگري بنيان عشق ما بر اندازد

نمي خواهم،نمي خواهم بجز من يار كسي باشي

گل نازم نمي خواهم ببينم خار و خس باشي

[ چهارشنبه بیست و هفتم مرداد 1389 ] [ 20:18 ] [ کیوان ]

عشق زیباست اما غم دارد

عشق زیباست اما دل را می سوزاند

عشق زیباست اما نفسهای خسته ، دیگر تاب تحمل غمش را ندارد

عشق زیباست اما دیوانگی هم عالمی دارد

عشق تار و پود شكسته قلب را جلا می دهد

عشق قلب بیقراری را طوفانی می كند

عشق تنها امید قلب یك عاشق است

عشق مقامی بس عظیم و والا دارد

عشق معنای تمام زندگی یك عاشق است

عشق دل را بیقرار می كند و چشم را گریان

چشم هایی كه برای عشق ، اشك می ریزند ، بسیار مقدس هستند

عشق صدای تیك تاك قلب عاشق است

قلبی كه هر لحظه احساس می كند در حال خاموش شدن است

عشق صدای نبض زندگی است

زندگی و دار و ندار یك عاشق ، در عشقش خلاصه می شود

ای كاش معنای واقعی عشق را درك می كردیم

ای كاش هر لحظه ای با عشق نفس می كشیدیم

ای كاش فاصله ها را با رنگ زیبای عشق ، زیباتر می دیدیم

ای كاش عشقی وجود داشت كه هیچگاه از بین نمی رفت

ای كاش تمام عشقهایمان جاودان بود و زیبا

ای كاش زیبایی و پاكی عشق را درك می كردیم

عشق زیباست به زیبایی و پاكی یك نگاه ساده

عشق مقدس است به تقدس یك قلب عاشق و شیدا

عشق تكان دهنده است حتی اگر یك عشق خیالی باشد

حتی اگر سكوتی بس عظیم در آن نهفته باشد

عشق زیباست حتی اگر تنها یادگار از عشق ، حسرت جدایی باشد

عشق دوست داشتنی است حتی اگر زیر بار غم عشق ، شكسته شویم

عشق مقدس است حتی اگر رویایی بیش نباشد

ای كاش می شد حرف یك عاشق رااز نگاهش خواند

و صدای قلب بیقرارش را شنید

عشق را دوست دارم حتی اگر عاشق بودنم جرمی بیش نباشد

و عشق صدای فاصله هاست

[ چهارشنبه بیست و هفتم مرداد 1389 ] [ 16:27 ] [ کیوان ]

زندگي معنا نداره وقتي نيستي تو باهام

اي كاش خدا وجوتو هديه مياوردش برام

زندگي معنا نداره وقتی غم داره دل من

هر جا ميرم ياد تو و عكس تو هست تو ذهن من

زندگي معنا نداره اين دلم طاقت نداره 

من تو اين زندون اسيرم دل من باز كم مياره

زندگيم با تو قشنگه دل من با تو يه رنگه

اي عزيز مهربونم دل من بدجوري تنگه

[ سه شنبه بیست و ششم مرداد 1389 ] [ 21:21 ] [ کیوان ]

به خدا عشق به رسوا شدنش می ارزد
و به مجنون و به لیلا شدنش می ارزد

دفتر قلب مرا وا كن و نامی بنویس
سند عشق به امضا شدنش می ارزد

گرچه من تجربه‌ای از نرسیدن‌هایم
كوشش رود به دریا شدنش می ارزد

كیستم ؟باز همان آتش سردی كه هنوز
حتم دارد كه به احیا شدنش می ارزد

با دو دست تو فرو ریختنِ دم به دمم
به همان لحظه‌ی بر پا شدنش می ارزد

دل من در سبدی ـ عشق ـ به نیل تو سپرد
نگهش دار، به موسی شدنش می ارزد

سال‌ها گرچه كه در پیله بماند غزلم
صبر این كرم به زیبا شدنش می ارزد

[ پنجشنبه بیست و یکم مرداد 1389 ] [ 20:14 ] [ کیوان ]

واسه برگشتن و موندن

دیگه شاید کمی دیره

گفتنش برام چه سخته

خودمم دلم می گیره

یاد اون روزا که بودی

اما من کسی نبودم

دست من خالی بود اما

تویه آرزوت میمردم

چیزی جزدلم نداشتم

که به پای توبریزم

بودنت برام نفس بود

ندونستی توعزیزم

به خودم دروغ می گفتم

که دیگه نیستی عزیزم

امابیشترازهمیشه

می دیدم تو رو کنارم

واسه برگشتن و موندن

دیگه شایدکمی دیره

گفتنش برام چه سخته

خودمم دلم می گیره

چه جوری تنها نشستم

که تو برگردی دوباره

منی که توآسمونت

ندارم یه تک ستاره

[ دوشنبه هجدهم مرداد 1389 ] [ 20:41 ] [ کیوان ]

دستم به ماه میرسد امشب اگر که عشق

دست مرا دوباره بگیرد مگر که عشق

کاری کند که آینه ها منعکس کنند

تصویر شانه های من و صد تبر که عشق

خود جار میزند که تو ای آدم غریب

از سیبهای تازه بیاور خبر که عشق

در قالب قشنگترین قصه های ناب

اعلام میکند مترس از خطر که عشق

یادت می آید اینکه به ما گفت از نخست

دیوانه باش و عاشق دیوانه تر که عشق

معنی نمیدهد مگر از این جهان گنگ

یک راه تازه رسم کنی تا به در که عشق

[ دوشنبه هجدهم مرداد 1389 ] [ 12:57 ] [ کیوان ]

ازهمه کس گذشتم وبخاطرت تنهاشدم

یه قطره ی کوچیک بودم ازعشق تودریاشدم

قصه ی چشمای تورو عمری که من از برم

درهوس عشق توبود دیگه پریده ازسرم

قله ی آرزویه من توهمه افکارمنی

معجزه ی خواب واسه چشمای بیدارمنی

جادوی چشمات شده دل توگیروداربی کسی

تنهاتویی که میتونی به داد این دل برسی

توبوی عطرعاشقی تویه نفس های منی

توآخرین آرزویه این دل تنهای منی

جادوی چشمات شده دل توگیرو داربی کسی

تنها تویی که میتونی به داد این دل برسی

[ دوشنبه هجدهم مرداد 1389 ] [ 12:53 ] [ کیوان ]
 

چه زيباست بخاطر تو زيستن

و براي تو ماندن و به پاي تو مردن

و به عشق تو سوختن

و چه تلخ و غم انگيز است دور از تو بودن

براي تو گريستن

و به عشق تو و دنياي تو نرسيدن

اي كاش ميدانستي بدون تو مرگ گواراترين زندگيست

بدون تو و به دور از دستهاي مهربانت

زندگي چه تلخ و ناشكيباست

اي كاش ميدانستي مرز خواستن كجاست

و اي كاش مي‌ديدي قلبي را كه فقط براي تو مي‌تپد

حرفها را گاه نمي‌توان گفت

من لحظه‌هاي با تو بودن را با اشكهايم تداعي مي‌كنم

و عطر نفسهاي تو را در بند بند وجودم مي‌بلعم

[ شنبه شانزدهم مرداد 1389 ] [ 20:23 ] [ کیوان ]

عاشق نبودي تو من عاشقت بودم

درقبله گاه عشق بودي تو معبودم

ارام واسوده در خوابه خوش بودي

يک لحظه من بي توهرگز نياسودم

من با نفسهايم نام تورا خوندم

 کاش هوس بازم با تونميماندم

روزي که ميگفتي من با تو ميمانم

روزي که دانستي من بي توميميرم

روزي که باعشقت بستي به زنجيرم

بازنده من بودم اين تقديرم

خوش باوري بودم پيشه نگاهه تو

هردم زچشمانت خواندم کلامي نو

[ شنبه شانزدهم مرداد 1389 ] [ 20:14 ] [ کیوان ]

برای تو می نویسم ....

برای تويی كه تنهايی هايم پر از ياد توست...

برای تويی كه قلبم منزلگه عـــشـــق توست...

برای تويی كه احساسم از آن وجود نازنين توست...

برای تويی كه تمام هستی ام در عشق تو غرق شد...

برای تويی كه چشمانم هميشه به راه تو دوخته است...

برای تويی كه مرا مجذوب قلب ناز و احساس پاك خود كردی...

برای تويی كه وجودم را محو وجود نازنين خود كردی...

برای تويی كه هر لحظه دوری ات برایم مثل یک قرن است ...

برای تويی كه سـكوتـت سخت ترين شكنجه من است....

برای تويی كه قلبت پـاك است...

برای تويی كه در عشق ، قـلبت چه بی باك است...

برای تويی كه عـشقت معنای بودنم است...

برای تويی كه عـشقت معنای بودنم است...

برای تويی كه غمهایت معنای سوختنم است...

[ سه شنبه دوازدهم مرداد 1389 ] [ 19:42 ] [ کیوان ]

دلم تنگ است این شبها یقین دارم که میدانی........

صدای غربت من را ز احساسم تو می خوانی.......

شدم از درد تنهایی گلی پژمرده و غمگین.....

ببار ای ابر پاییزی که دردم را تو میدانی........

میان دوزخ عشقت پریشان و گرفتارم........

چرا ای مرکب عشقم چنین آهسته میرانی........

تپش های دل خسته چه بی تاب و هراسانند.....

به من آخر بگو ای دل چرا امشب پریشانی........

دلم دریای خون است وپر از امواج بی ساحل.....

درون سینه ام آری تو آن موج هراسانی........

هماره قلب بیمارم به یاد توشود روشن......

چه فرقی می کند اما تو که این را نمی دانی.......

[ سه شنبه دوازدهم مرداد 1389 ] [ 19:38 ] [ کیوان ]

هیچ کس تنهائیم را حس نکرد

لحظه ی ویرانیم را حس نکرد

آنکه سامان غزلهایم از اوست

بی سر وسامانیم را حس نکرد

هیچ کس حس نکرد درد دل من در چیست

عاشقانه زیستن،عاشقانه دل کندنم را حس نکرد

ما دوست داریم دوستان باوفا را

هیچ کس معنای حرفم را حس نکرد

[ سه شنبه دوازدهم مرداد 1389 ] [ 19:30 ] [ کیوان ]

بــــگذار بـــــبوسم آن لبــــانت

یا کشته شــــوم بــــر آستانت

یا دست بگیـــرم آن کمــــــر را

یا شانه کنم آن موی ســـــر را

یا عشق تــــو در سینه نــگارم

یا خــون دل از دیـــده ببــــــارم

یا یــــاد تــــو در دل بنشانـــــم

یا یــــاد تــــو از سینه بـرانــــم

یا سر بنهم به دشت و صحـــرا

یا غــــرق شوم به آب دریــــــا

یا یاد بـــــرم هر آنچه از توست

یا یاد کنم هــر آنچه زیبــــاست

یا دل که به دست تـــو سپـارم

یا هیـــــــــــچ دیگر دل نسپارم

[ دوشنبه یازدهم مرداد 1389 ] [ 10:45 ] [ کیوان ]

به رسم شـهر دلتنـگم نـگاهم را زیـارت کـن

نگاه پر نیازم را به چشمانت تو دعوت کن

تو میگفتی اگر رفتم حلالم کن غمی دارم برو باشد

ولی مـن هم خـدا و عالمـی دارم برو باشـد      

ولـی شبـها اگر دیـدی بـد آهنـگ است 

بدان من گریه میکردم از این دنیا دلم تنگ است

من از دنیا گله دارم که از مهر تو کم دارم

[ دوشنبه یازدهم مرداد 1389 ] [ 10:26 ] [ کیوان ]

عاشق که می شوم

جویباران ژرف عشق

جاری می شوند

از آغاز دلم

تا عاطفۀ چشمانت

و معطّر از پونه زار آغوشت

به درّه های دلت می ریزند

آن جا که پژواک چشمانت

در کشتزار دلم می پیچد

و من   ... 

از همان لحظۀ "خداحافظ"

دلم برایت تنگ می شود

و تا لحظۀ "سلام"

در اشتیاق تو بی تابم

عاشق که می شوم

بالاتر از گل ها

از تو زیبا می شوم

[ شنبه نهم مرداد 1389 ] [ 11:10 ] [ کیوان ]
          مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

سلام دوستان خوبم . از اینکه این وبلاگ رو برای دیدن انتخاب کردید ممنونم.
گفتم:خدایا از همه دلگیرم ،
گفت:حتی از من؟
گفتم:خدایا دلم را ربودند!
گفت:پیش از من؟
گفتم:خدایا چقدر دوری!
......گفت:تو یا من؟
گفتم:خدایا تنهاترینم!
گفت:پس من؟؟
گفتم:خدایا کمک خواستم!
گفت:از غیر من؟
گفتم:خدایا دوستت دارم!
گفت:بیش از من؟
گفتم:خدایا انقدر نگو من!!
گفت:من توام،تو من..........

موضوعات وب
امکانات وب
  • دانلود فیلم
  • قالب وبلاگ